وصیت فاطمه سلام الله علیها در مورد داراییها
حضرت صدیقه طاهره علیهاالسلام داری هفت بستان بودند که وقف بنی هاشم و بنی مطلب فرموده، نظارت و سرپرستی بر آنها را به عهده مولا علی علیهالسلام نهادند تا زمانی که ایشان در قید حیات هستند و بعد از ایشان بر عهده فرزندان خود به ترتیب سن آنها گذاشته شد و آن حضرت برای این امر وقف نامهای نوشتند که مضمون آن چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم این وصیتی است که فاطمه دختر محمد نسبت به بستانهای هفتگانه خویش یعنی عواف، ذلال، مبیت یا میشب، حسنی، صافیه، مشربه و ام ابراهیم، به علی بن ابیطالب علیهالسلام می نماید که پس از وفاتش حسن و پس از حسن به حسین و پس از حسین، بزرگترین فرزند من ناظر به آنها خواهد بود و خدای تعالی و مقداد بن اسود و زبیر بن عوام را بر این وصیت شاهد میگیرم.
علی علیهالسلام این وصیت حضرت را مرقوم داشت. همچنین در نسخه دیگری از وصیت حضرت فاطمه علیهاالسلام در مورد لوازم خانه برای دختر جندب، یعنی دختر ابوذر غفاری، وصیت کرده است که چنین است:
آن صندوق کوچک تر و در اموال، هر چه هست به او میدهید و نیز دو کفش من که از پوست است و فرش و جبه و تخت و متکا و دو قطیفه، همه از آن او باشد. (1)
وصیت نامه نوشته شده
در حدیث ابن عباس آمده است: علی علیهالسلام پس از فوت فاطمه علیهاالسلام وصیت نامهای را در کنار سرش دید که در آن نوشته بود:
«بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم، اوصت و هی تشهد أن لا اله الا الله، و أن محمدا عبده و رسوله، و ان الجنة حق، والنار حق، و ان الساعة آتیة لا ریب فیها، و أن الله یبعث من فی القبور.
یا علی، انا فاطمة بنت محمد، زوجنی الله منک لأکون لک فی الدنیا والاخرة، انت اولی بی من غیری، حنطنی، و غسلنی، و کفنی باللیل، و صلّ علی، و ادفنی باللیل، و لا تعلم احدا، و استودعک الله، و اقرأ علی ولدی السلام الی یوم القیامة.» (2)
بسم الله الرحمن الرحیم، این وصیت نامه فاطمه، دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله است. وصیت میکند در حالی که شهادت میدهد که معبودی جز خدا نیست و حضرت محمد بنده و فرستاده خداست، و بهشت و آتش جهنم حق است، و قیامت خواهد آمد و شکی در آن نیست، و مسلماً خداوند اهل قبور را بر خواهد انگیخت. ای علی! من فاطمه، دختر حضرت محمد صلی الله علیه و آله هستم که خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم، تو به من از دیگران سزاوارتر هستی، مرا شب حنوط کن و غسل بده و کفن کن، و شب بر من نماز بگزار و دفن کن و به هیچ کس اطلاع مده. تو را به خدا میسپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام میفرستم.
امام سجاد نیز به نقل از پدر بزرگوارش امام حسین علیهالسلام فرمود: هنگامی که فاطمه، دختر رسول الله صلی الله علیه و آله بیمار شد، به علی بن ابی طالب علیهالسلام وصیت کرد که خبر کسالتش را مخفی داشته و به کسی نگوید حضرت نیز چنین کرد و همان گونه که فاطمه علیهاالسلام سفارش نموده بود، مخفیانه خود از او پرستاری مینمود و اسماء بنت عمیس رحمها الله نیز او را کمک میکرد.
هنگامی که وفات حضرتش نزدیک شد به امیرالمؤمنین علیهالسلام وصیت نمود که امر تجهیز او را خود به عهده بگیرد، و او را شبانه به خاک بسپارد و مزارش را پنهان کند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز امر تجهیز وی را خود به عهده گرفت و او را به خاک سپرد و مزارش را مخفی داشت. (3)
وصیت حضرت به همسر مهربان
حضرت زهرا علیهاالسلام ضمن وصیتی به همسرش اظهار داشت:
«أوُصیکَ یا أبَاالْحَسنِ أنْ لاتَنْسانی، وَ تَزُورَنی بَعْدَ مَماتی.» (4)
به تو وصیت میكنم كه مرا پس از مرگم فراموش نکنی و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایی.
وصیت حضرت در مورد تشییع
در آخرین روزهای عمر پر برکتش ضمن وصیتی به اسماء فرمود:
«إنّی قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یطْرَحُ عَلی الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیصِفُها لِمَنْ رَأی، فَلا تَحْمِلینی عَلی سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینی، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ.»(5)
من بسیار زشت و زننده میدانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچهای روی بدنش تشییع میکنند. و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف مینمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.
وصیت حضرت به هنگام شهادت
مرضت فاطمة علیهاالسلام مرضا شدیدا و مکثت أربعین لیلة فی مرضها الی أن توفیت علیهاالسلام. فلما نعیت الیها نفسها دعت أم أیمن و أسماء بنت عمیس و وجهت خلف علی و أحضرته فقالت: یا بن عم انه نعیت الی نفسی و اننی لا أری مابی الا أننی لا حق بأبی ساعة بعد ساعة و أنا أوصیک باشیاء فی قلبی.
قال لها علی علیهالسلام أوصنی بما أحببت یا بنت رسول الله فجلس عند رأسها و أخرج من کان فی البیت ثم قالت: یا بن عم ما عهدتنی کاذبة و لا خائنة و لا خالفتک منذ عاشرتنی فقال علیهالسلام معاذا الله أنت أعلم بالله و أبر و أتقی و أکرم و أشد خوفا من الله (من) أن أوبخک بمخالفتی قد عز علی مفارقتک و تفقدک الا أنه أمر لا بد منه و الله جددت علی مصیبة رسول الله صلی الله علیه و آله و قد عظمت وفاتک و فقدک فانا لله و انا الیه راجعون من مصیبة ما أفجعها و آلمها و أمضها و أحزنها هذه و الله مصیبة لا عزاء لها و رزیة لا خلف لها.
ثم بکیا جمیعا ساعة و أخذ علی رأسها و ضمها الی صدره ثم قال: أوصینی بما شئت فانک تجدنی فیها أمضی کما أمرتنی به و اختار أمرک علی أمری.
ثم قالت: جزاک الله عنی خیر الجزاء یا بن عم رسول الله أُوصیکَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدی بِإبْنَةِ اُخْتی أمامَةَ، فَإنَّها تَکُونُ لِوُلْدی مِثْلی، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ ….
ثم قالت: أوصیک یا بن عم أن تتخذلی نعشا فقد رأیت الملائکة صوروا صورته.
فقال لها: صفیه لی فوصفته فاتخذه لها فأول نعش عمل علی وجه الأرض ذاک و ما رأی أحد قبله و لا عمل أحد.
ثم قالت: أوصیک أن لا یشهد أحد جنازتی من هولاء الذین ظلمونی و أخذوا حقی فانهم عدوی و عدو رسول الله صلی الله علیه و آله و لا تترک أن یصلی علی أحد منهم و لا من أتباعهم و ادفنی بالیل اذا هدأت العیون و نامت الأبصار ثم صلوات الله علیها و علی أبیها و بعلها و بنیها. (6)
حضرت زهرا علیهاالسلام شدیداً بیمار شدند و چهل شب بیماری ادامه داشت تا آن که حضرت وفات کردند. آن زمانی که از مرگ خویش باخبر شدند، ام ایمن و أسماء بنت عمیس را فراخواندند و به دنبال حضرت علی علیهالسلام فرستادند و ایشان را نیز حاضر کردند.
آنگاه حضرت گفتند: ای پسرعمو! از مرگم باخبر شده ام و چیزی نیست جز آن که هم اکنون یا پس از ساعتی به پدرم ملحق میشوم و تو را به چند سفارش که در دل دارم وصیت میکنم. علی علیهالسلام فرمود: ای دختر رسول خدا! هر چه دوست داری وصیت کن. حضرت علی علیهالسلام کنار سر فاطمه علیهاالسلام نشست و حاضران را از مجلس بیرون کرد. آنگاه حضرت زهراء گفت: ای پسرعمو! تو هرگز مرا دروغگو و خیانتکار نیافتی و از آن زمان که با شما معاشرت داشته ام با شما مخالفتی نکردهام. حضرت فرمود: به خدا پناه میبرم تو با خدا آشناتر، نیکوکارتر با تقوا تر، بزرگوارتر و از خدا خائف تر از آنی که من بخواهم تو را برای مخالفت با خود سرزنش کنم. سخت است جدایی تو بر من و از دست دادن تو برای من. ولی چه کنم چارهای نیست. به خدا سوگند مصیبت پیامبر خدا را بر من زنده کردی و وفات و رفتن تو بر من بسیار گران است.
«انا لله و انا الیه راجعون» «ما برای خداییم و بسوی او باز میگردیم» چقدر این مصیبت فاجعه است و چقدر دردناک و چه سوزناک و چه حزن آور است. به خدا سوگند این مصیبتی است که تسلیتی بر او نیست و بلایی است که جبران ناپذیر است.
آنگاه هر دو، ساعتی گریستند و حضرت، سر فاطمه علیهاالسلام را گرفت و به سینه چسباند و فرمود: هر وصیتی که داری بگو آنگونه که تو دستور میدهی عمل خواهم کرد و نظر شما را بر نظر خویش مقدم میدارم. سپس حضرت زهرا علیهاالسلام گفت: ای پسر عمو! پیامبر خدا بهترین پاداش را به تو دهد، اولین وصیت من این است که: پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کنی چرا که او همچون خودم برای فرزندانم میباشد و چرا که مردان نیازمند داشتن همسر هستند….
آنگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام گفت: ای پسرعمو! برای من تابوتی سرپوشیده فراهم کن چرا که فرشتگان شکل آن را نشانم داده اند. حضرت علی فرمود: خصوصیات آن را برایم بازگو. حضرت شرح داد و علی علیهالسلام چنین تابوتی برایش فراهم ساخت…
آنگاه حضرت زهرا علیهاالسلام گفت: تو را سفارش میکنم که احدی از آنان که به من ظلم کردند و حقم را بردند بر جنازه من حاضر نشوند چرا که آنان دشمن من و رسول خدایند و مگذار احدی از آنان و احدی از پیروانشان بر من نماز بگزارد و مرا شبانه به خاک بسپار آن هنگام که چشمها آرام میگیرند و به خواب میرود. پس از آن، حضرت وفات کرد. سلام خدا بر او و بر پدرش و بر شوهرش و بر فرزندانش باد.
وصیت به یادآوری
حضرت زهراء علیهاالسلام در لحظههای واپسین زندگی به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام وصیت کرد:
«یا اباالحسن لم یبق لی الا رمق من الحیاة و حان زمان الرحیل و الوداع فاستمع کلامی فانک لا تسمع بعد ذلک صوت فاطمة ابداً. اوصیک یا اباالحسن ان لا تنسانی و تزورنی بعد مماتی.»(7)
ای اباالحسن! بیشتر از لحظهای از زندگانی ام نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرا رسیده است.
سخنان مرا بشنو، زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید، تو را وصیت میکنم،
ای اباالحسن! که مرا فراموش نکنی و پس از وفاتم، همواره مرا زیارت نمایی.
وصیت به قرآن خواندن در شب اول مرگ
و در کلمات ارزشمند دیگری به امام علی علیهالسلام وصیت کرد:
«اذا انامت فتول انت غسلی و جهزنی و صل علی و انزلنی قبری و الحدنی و سو التراب علی و اجلس عند راسی قبالة وجهی فاکثر من تلاوة القرآن و الدعاء فانها ساعة یحتاج المیت فیها الی انس الاحیاء و انا استودعک الله تعالی و اوصیک فی ولدی خیراً»(8)
وقتی من وفات کردم، تو غسل و کفن مرا به عهده گیر و بر من نماز بگزار و مرا درون قبر قرار ده، دفنم کن و سنگ قبر را بر روی قبرم گذار و خاک بر آن ریز و آن را هماهنگ نما.
آنگاه بالای سرم روبروی من بنشین، و زیاد قرآن بخوان و دعا کن، زیرا در چنین لحظه هایی، میت به انس گرفتن با زندگان محتاج است. من تو را به خدا میسپارم و درباره فرزندانم سفارش به نیکوکاری دارم.
پینوشت:
(1) بحارالانوار، ج 100، ص 185.
(2) بحارالانوار، ج 43، ص 214؛ وسائل الشیعة، ج 13، ص 311؛ دلائل الامامة، ص 42.
(3) بحارالانوار، ج 43، ص 210، ح 40.
(4) کوکب الدّری، ج 1، ص 253.
(5) تهذیب الاحکام، ج 1، ص 429؛ کشف الغمّه، ج 2، ص 67؛ بحار الانوار، ج 43، ص 189،ح 19.
(6) بحارالانوار، ج 43، ص 191، ح 20.
(7) کوکب الدری، ج 1، ص 253.
(8) بحارالانوار، ج 79، ص 27.