خطبه هنگام هجوم به خانهاش
پس از ارتحال رسول صلی الله علیه و آله و کودتای سقیفه، آن گاه که بعضی از کودتاگران به همراه جماعتی از مردم فریب خورده، برای بیعت گرفتن از حضرت علی علیهالسلام به خانه او هجوم بردند و او را به آتش زدن خانهاش تهدید کردند، ناگهان حضرت زهرا علیهاالسلام به طرف آنان رفته، پشت در ایستاد و خطاب به آنان و دیگر مردمانی که تسلیم توطئهها شده، به نظاره ایستاده بودند، چنین فرمود:
من جماعتی بدتر از شما سراغ ندارم. پیکر پاک رسول خدا صلی الله علیه و آله را نزد ما رها کرده، پیمان میان خودتان را بریدید. خلافت ما را نخواستید و ما را سزاوار چنین حقی ندانستید. گویا از آن چه پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم فرمود، آگاهی ندارید؟ به خدا سوگند! پیامبر صلی الله علیه و آله در آن روز برای رهبری علی علیهالسلام از مردم پیمان گرفت تا امید شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع کند، ولی شما پیوند میان پیامبر صلی الله علیه و آله و خود را بریدید (اما بدانید که) خداوند در دنیا و آخرت میان ما و شما داوری خواهد کرد. (1)
دفاع در برابر هجوم گستاخانه به منزل امیرالمؤمنین
پس از ماجرای سقیفه، و سرپیچی عدهای از بیعت با ابوبکر، برای آن که به خیال خودشان مرکز تجمع مخالفان را مورد تهدید قرار دهند، به خانه امام یورش آوردند، عمر و قنفذ، و طرفداران آنها تهدید کردند، اگر امام علی علیهالسلام برای بیعت به مسجد بیرون نیاید، خانه را آتش میزنیم!!
حضرت زهرا علیهاالسلام در دفاع از امام، در برابر مهاجمان فرمود:
ای گمراهان و دروغگویان! چه میگویید و چه میخواهید؟
ای عمر! آیا از خدا پروا نداری؟ این گونه میخواهی وارد خانه من شوی؟
آیا با حزبت که حزب شیطان است، مرا میترسانی در حالی که حزب شیطان ناتوان است!
وای بر تو! این چه جرأت و جسارتی است که بر خدا و پیامبر او داری؟ آیا میخواهی دودمان پیامبر را نابود کنی؟ و نور خدا را خاموش؟ آگاه باش که خداوند نور خود را فروزان و جاودانه نگه میدارد.
از شرکت و حضور در میان نامحرمان پرهیز داشتم، اما تهاجم و طغیان تو مرا از خانه بیرون کشید و حجت را بر تو و بر دیگر گمراهان تمام کرد.
سوگند به خدا، چون کراهت دارم که بی گناهان دچار بلا و گرفتاری شوند، دست از نفرین بر میدارم.
اگر چنین نبود، میدانستی که سوگند و نفرین من به سرعت تحقق مییافت و عذاب خدا فرو میبارید.
پس از کوبیده شدن بین در و دیوار و به شهادت رسیدن حضرت محسن علیهالسلام فرمود:
ای پدر! رسول خدا! بنگر که با دختر مورد علاقه ی تو چنین رفتار میشود:
آه: ای فضه بیا و مرا دریاب. سوگند به خدا، فرزندی که در شکم داشتم، کشته شد. (2).
اینجا بود که حضرت زهرا علیهاالسلام نگاه به قبر پدر کرد و فرمود:
«یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب و ابن ابی قحافة!
یا ابابکر ما اسرع ما اغرتم علی اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله؟ و الله لا اکلم عمر حتی القی الله».
وای ای پدر ای پیامبر خدا! چه مصیبتهایی که از دست پسر خطاب و پسر ابی قحافه کشیدیم!
ای ابوبکر! چه زود کینه توزیهای خود را بر اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله ظاهر کردید!! سوگند به خدا از این لحظه، تا روزی که خدا را ملاقات میکنم، هرگز با عمر صحبت نخواهم نمود! (3).
پینوشت:
(1) الاحتجاج، ج 1، ص 202- 203؛ امالی شیخ مفید، ص 50؛ الامامة و السیاسة، ج 1، ص 30، بحارالانوار، ج 28، ص 205.
(2) الوافی، ج 2، ص 188 ؛ اصول کافی، ج 1، ص 460.
(3) الغدیر، ج 7، ص 78 ؛ ج 5، ص 373 ؛ بحارالانوار، ج 28 ، ص 322 ؛ ج 43، ص 197.